يادت باشد

یادت باشد در پس همه ی بودنم این تو بودی

که با سکوتت نبودم را  فریاد میزدی

اما مانده بودم از این همه اصرار بر بودن

یادت باشد درونم کلبه ای شد واسه  روزایی که باورت تنها چیزی بود

که ترکت کرده بود

از همهی باورت گلی بود که اشک های بی باوری به همه را

التیام می داد

ای کاش بودی آن باور ازدست رفته را برایم ترسیم می کردی که امروز زمان حسرتم نباشد

یادت باشد باور تو از باورهای من تنها بسته به یک نگاه ملتمسانه بود که آنرا هم دریغ کردی

حال من کجا و آن روزها و خاطره های خواب گونه دلم کجا

من کجا و آن صفحه های پر از الفاظ مهربانیت کجا

کاش بودی و حقیقتی  میشدی در این واپسین های گذشت

کاش بودی و مرا به اندیشه هایم سوق نمیدادی که هر رهگذر صفحه بدست را توخطاب کنم

و دوباره  سادگی و سادگی و سادگیم  شرمنده ام سازد



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : یک شنبه 22 تير 1393برچسب:, | 13:29 | نویسنده : شبگرد تنها |